خرید بک لینک

موضوع «چرا کتاب می خوانیم .» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

به تعداد آدم‌های روی زمین برای این سوالِ مهم که «چرا کتاب می‌خوانم؟» پاسخ وجود دارد. در ادامه تجربه‌ی بعضی از افراد را برایتان آورده‌ایم:

«آگاهی لذت‌بخش است. مخصوصا اگر وارد عمل شود: یک سری داده و اطلاعات درباره‌ی زندگی به من رسیده بودند که تبدیل به دانش نشده بودند. کتاب‌ها به من کمک کردند که آن‌ها را بهتر بفهمم.»

«چون کتاب پر از تجربه‌های نزیسته و مطالبی است که به آن‌ها جاهل هستیم و برای زندگی نیاز داریم.»

«هرکدام از ما در محیط متفاوتی پرورش پیدا می‌کنیم و به همین خاطر ارزش‌ها و اولویت‌های متفاوت و همچنین دغدغه‌ها و مشکلات متفاوتی داریم؛ همگی در تلاش برای رسیدن به خواسته‌هایی هستیم که محیط و توانایی‌مان برای ما شکل داده‌اند؛ برای مثال پسر ۱۵ ساله یک کارمند ساکن تهران با حقوق ۱.۵ میلیون تومان که ساکن تهرانپارس است دغدغه‌ها و ارزش‌هایی متفاوت با یک زن ۳۵ ساله‌ی ساکن نیجریه با شغل خدمتکاری و هشت فرزند و شوهری که به خاطر ایدز تلف شده دارد.»

«کتاب به ما کمک می‌کند که آدم‌ها را بشناسیم، وارد زندگی دیگران شویم و جهان را از نگاه ایشان ببینیم، این مسئله در درجه‌ی اول باعث سرگرمی می‌شود و در درجه دوم باعث می‌شود هنگام برخورد با آدمی متفاوت از خودمان، سعی کنیم او را با توجه به زاویه دید خودش قضاوت کنیم. درنتیجه همدلی کنیم و تنش روابط پایین‌تر بیاید.»

«کتاب تاریخی می‌خوانم چون احساس می‌کنم چرخه‌ی تاریخ تکرار می‌شود و باید بدانم چه شد که این طور شدیم!»
«کتاب مذهبی می‌خوانم چون شنیدن دین با فهمیدنش خیلی فرق دارد.»
«کتاب علمی می‌خوانم تا از دنیا عقب نمانم و از حس خوب فهمیدن و کشف کردن بهره ببرم.»

«چرا کتاب می‌خوانم؟ چون می‌توانم هیجان و تخیلم را تخلیه کنم!»

«من دوست دارم از دید نردبان یادگیری به این موضوع نگاه کنم.»

«گاهی کتاب خواندن می‌تواند کمک کند که من از فاز «نمیدانم که نمیدانم» به فاز «میدانم که نمیدانم» برسم. چطور؟ هر از گاهی یک کتاب را در حوزه‌ای که چیزی از آن نمیدانم، ورقی بزنم. تاکید می‌کنم، ورقی بزنم. شاید چیزی یافتم که برایم سوالی ایجاد کرد. مثلاً خواندن یک مقاله‌ی دو صفحه‌ای در مورد هوش هیجانی ممکن است به من کمک کند که بفهمم عدم موفقیت من در کارم می‌تواند ناشی از هوش هیجانی‌ام باشد. به عبارتی درک کنم که چیزی فراتر از یک مدرک خوب در یک دانشگاه خوب هم در موفقیت موثر است. یا ورق زدن استعدادیاب کلیفتون به من کمک کند که بفهمم نقاط قوت انسانها چه مواردی می‌توانند باشند و … . گاهی هم وقتی دانستم که نمیدانم، می‌روم کتابی می‌یابم که من را به فاز می‌دانم که می‌دانم برساند. حالا می‌توانم هدف داشته باشم که در مورد هوش هیجانی چیزی موثر بدانم. حالا با این هدف می‌روم و عمرم را، که بزرگترین سرمایه‌ی زندگی من است، صرف خواندن کتابی در حوزه‌ای که در راستای هدف من است، صرف می‌کنم. شخصاً با خواندن کامل یک کتاب، آن هم کتابی که ندانم خواندن و نخواندن آن چه تفاوتی در من ایجاد خواهد کرد، چندان موافق نیستم. شاید این ناشی از روحیه‌ی نسبتاً شدید نتیجه‌گرایی در من باشد!»

برچسب: نویسنده: یاسین عباسی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:46

صفحه بندی